دانلود رمان ردپای آرامش از الهام صفری (الف_صاد) کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۱۳۳۱
خلاصه رمان:
سوهان را آهسته و با دقت روی ناخنهای نیکی حرکت داد و لاک سرمهایش را پاک کرد. نیکی مثل همیشه مشغول پرحرفی بود. موضوع صحبتش هم چیزی جز رابطهاش با بابک نبود. امروز از آن روزهایی بود که دلش حسابی پر بود. شاکی و پر اخم داشت غر میزد: “بعد از یه سال و خردهای هنوز میگه زوده، میگه شناخت. بابا به کی بگم من همینقدر کافیه برام… دارم به این نتیجه می رسم که اصلا قصد ازدواج نداره و اینا همه بهونهس!” چه خوب که ماسک روی دهان و بینیاش را پوشانده بود و پوزخند زدنش پیدا نبود. “به زور راضیش کردم امشب باهام بیاد مهمونی. کاش تو هم میاومدی. مگه تا ساعت چند اینجایی؟” …
قسمتی از رمان ردپای آرامش:
گویی فراموش کرده بود مهرناز اولین بار است به خانه اش میآید.
وقتی وارد خانه شدند، چشمش از وسایل شیک و تجملاتی و اشرافی اش درخشید.
این همان زندگی و خانه ای بود که در رؤیاهایش به آن فکر میکرد گویی وارد قصر پادشاهی شده بود.
چنان همه جا برق میزد که میترسید قدم بردارد.
یک باره دچار استرس شد عادت به این حجم تجمل نداشت. دستپاچه بود.
انگار انوش دیگر همان مردی نبود که همراهش به خانه یگانه آمده بود.
یکی دو ماهی که از دوستی شان میگذشت دیدارهای شان در کافه یا رستوران های شهر اتفاق میافتاد. گاهی هم ماشین انوش میشد محل دیدار.
با وارد شدن به خانه اش تازه متوجه میزان ثروتش شد بین دو حس خوشی و اشتیاق و ترس و تردید معلق ماند.
از طرفی حس ماهیگیری را داشت که با یک قلاب سادهی پوسیده و قدیمی، شاه ماهی صید کرده باشد،
و از سوی دیگر احساس دختر بچه ای را داشت که تنها مجبور به ماندن در خانهای غریبه شده است …