خلاصه کتاب
بازگشت کیارش عادل به ایران، آغاز یک بازی مرگبار بود... او برای راهاندازی بیزینس جدیدش برگشته، اما در دامی پیچیده و تاریک گرفتار شده است. دختری باهوش و انتقامجو، قدمبهقدم نقشههای شومش را اجرا میکند، بیآنکه کیارش بداند ضربه بعدی از کجا خواهد خورد. رازهای گذشته، او را درگیر یک عشق ممنوعه کرده که هرگز رهایش نمیکند... تا زمانی که سرنوشت، آخرین برگ بازی را رو میکند ...