خلاصه کتاب
زیرتیغ آفتاب سوزان اَمرداد( مردادماه)، درد و دل کنان راه چشمه را درپیش گرفتند، یانار بخاطر سپیدار اندوه ناک و غمگین بود برای آنکه بیش از این خودخوری نکند، رو به سپیدار گفت: کاریه که شده باید حواست رو تو اون عمارت نفرین شده جمع کنی، به هیچکس اعتماد نکن سالارخان هرچی نباشه دیگه شوهرته و باید فقط به اون اعتماد داشته باشی، دم پرِ، گل بانو خانم هم نباش اینطورکه شنیدم خیلی خطرناکه...