خلاصه کتاب
زندگی از وقتی شروع شد که قرار شد همه چی تموم شه! وقتی که دختر قصمون تو جنگ ناعادلانهای قرار گرفت؛ جنگی که قصد داشت از جنس عشق باشه یه عشق عمیق به پسری از جنس غرور؛ ولی همه چی بهم ریخت! مثل یه شعله طلایی آتیش! همونقدر زیبا و سوزان! آتیشی که یه باره تبدیل به خاکستر شد و زندگی دختر و پسر داستانمون رو متحول کرد! رمان روایت دختر و پسری رو داره که دلهاشون فرسخها از هم فاصله داره؛ اما یه اتفاق یه تلنگر یه آتیش سوزی، یه فرار از زندگی جفتشون رو عوض میکنه...