دانلود رمان تب دیوانگی از مریم سلطانی کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۶۶۴
خلاصه رمان:
نهال مهندس ماهرو زبردستی که به پیشنهاد یک شرکت ایرانی برای کار برخلاف خواستهی خانواده ش، که از قضا خاله و شوهر خاله ش هستند وارد ایران میشه. با رئیس شرکت که مسیح نامی هست آشنا میشه و به واسطه اتفاقی که چندروز بعد آمدنش به ایران توسط شخص مزاحمی که از آشناهای قدیمی نهال هست، به اجبار به مسیح حکمت نزدیک تر میشه که این نزدیکی ناخودآگاه پرده از رازهای بزرگی از زندگی هر دو برمیداره…
قسمتی از رمان تب دیوانگی :
تمام وجودم استرس بود. ترس بود.
نمی دانستم وسط زندگی و آدم هایی که سر نوشت بازی داده بود بازی خورده بودند یا بازی داده بودند، چکاره ام..؟
زنجیر در با صدای بد و بلندی کشیده شد.
در باز و مسیح در حالی که تمام وجودش نگرانی بود وارد شد.
بی خیالی دری که باز مانده و تا نیمه رفته بود به طرف ساختمان قدم تند کرد.
قدم که روی آخرین پله گذاشت نگاهش به طرف اتاق خاتون و منی که کنار پنجره ی بزرگ و بازش، از استرس در حال جان دادن بودم ماند.
اخمی کرد و با صدای که سعی در کنترل آن داشت تا بالا نرود توپید:
میمیری اگه اون گوشی بی صاحاب مونده رو جواب بدی..؟
نگاهش با صدای خاتون چرخید: صداتو نکش رو سرت نصفه شبی کار به کار اون بچه م نداشته باش بیا تو.
اخم پیشانی اش عمیق تر شد:
چچی رو کار نداشته باش خاتون.. مردم و زنده شدم تا رسیدم به قرآن میگم چی شده زحمت نمیده زبون بچرخونه بگ…
من گفتم زنگ بزنه…
نگاهش که رنگ تعجب گرفت، خاتون چرخید و عصا زنان وارد ساختمان شد: بیا تو.
خاتون که رفت، مکثی کرد. پوفی کشید …