خلاصه کتاب
وقتی تینا مجبور به ازدواج با سعید شد، فکر میکرد زندگیاش به پایان رسیده است. اما سعید که خود او نیز در این ازدواج اختیاری نداشت، رفته رفته نشان داد که چهرهای متفاوت از آنچه تینا تصور میکرد دارد. داستانی ظریف درباره کشف عشق در جایی که انتظارش نمیرود، و معجزهای که ممکن است در ناخواستهترین شرایط رخ دهد ...