دانلود رمان اپسیلون از گیسو خزان کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: 3967
خلاصه رمان:
حامی رییس یه شرکت گردشگری هواییه و شادلی یه اشپز رستوران هردو در یک مهمانی شرکت میکنن شادلی ب عنوان اشپز و حامی مهمان زمانی ک در حال خودشون نیستن اتفاقی با هم هستن ک موجب بارداری شادلی میشه شادلی قبل اینکه حامی ببینتش از مهمونی میره ولی چندماه بعد ک میفهمه…
قسمتی از رمان اپسیلون:
نگاهی به صندلی پایه بلندی که جلوی میزش بود انداختم همیشه با این صندلی های کوفتی و آبرو بر مشکل داشتم.. مطمئناً…
چرخون بود و تا بیای خودت و روش تنظیم کنی هزار بار از زیرت در رفته به ضایع شدنم نمی ارزید پس ترجیح می دادم سر پا وایستم
اونم اصراری نکرد و مشغول شماره گرفتن شد و بعد از
صحبت با تهامی تماس و قطع کرد و رو به من گفت – آقای تهامی خیلی معذرت خواهی کرد.
گفت از اینجا که رفته یکی دو بار زنگ زده بهشون…
که گوشیشون در دسترس نبوده و ایشونم فراموش کرده دوباره زنگ بزنه.
گفت همین الآن تماس میگیرم که فوری ببینه شما رو.. نگران نباشید!
به جای اینکه نفس راحتی بکشم از اینکه بالاخره انتظارم تموم شد و رسیدم به غول مرحله آخر…
نفسم بند اومد و اضطرابم بیشتر شد حالا چی می خواست بشه؟
هنوز تو شوک بودم و ایده ای واسه خلاصی از فکرای منفی به ذهنم نمی رسید که صدای دختره بلند شد:
خانوم... بفرمایید. آقای ارژن منتظرن انقدر گیج و ناباور بودم که پرسیدم واقعاً؟!
آره عزیزم اتاقشون طبقه چهارمه.. آسانسورم ته سالنه…
فقط تاکید کردن که زود برید چون داشتن می رفتن… شانس آوردی آقای تهامی به موقع زنگ زدا
چند بار سرم و تکون دادم و اصلاً یادم نمیاد تشکر کردم یا نه…
فقط آخرین زور و توانم و جمع کردم توی پام واسه رسوندن خودم …