دانلود رمان دیواری به ضخامت سکوت از بهار محمدی کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۲۰۰۳
خلاصه رمان:
شهرزاد ملکان مربی باشگاهی که زندگی نسبتا آروم و معمولی ای داره. وقتی زندگی آرومش دستخوش تغییرات میشه که پسر بزرگترین سرمایه دار ایران عاشقش میشه! یه پسر تخس بی کله که رسماً همههه به یه جاییش حساب میشن جز شهرزاد…
قسمتی از رمان دیواری به ضخامت سکوت :
لباس پوشیدم و از خانه خارج شدم، خانه ام آخرین طبقه یک برج چهارده طبقه بود، می شود گفت پنت هاوس برج.
محافظ ها رو دو برابر کرده بودم. درست است به شهرزاد گفته بودم، خسرو زورش به من نمیرسد اما خودم هم مطمئن نبودم؛
خسرو قدرت کمی نداشت، قدرتش از من که بیشتر بود … یعنی قدرت که نه، تجربه و اسم و رسمش از من بیشتر بود…
همه ما در هرمی زندگی می کردیم که برای خارج نشدن از آن باید به قدرت های بزرگتر از خودمان احترام میگذاشتیم …
راس هرم یک نفر بود و همه افراد آرزو داشتند که به جایگاه او برسند،
خسرو تقریبا در میان این هرم قرار داشت اما من خودم به تنهایی یک پله از او عقب تر بودم؛
میگویم به تنهایی چون راس هرم فاروق خان بود … پدر من!
با پشتوانه ای به نام فاروق خان، کسی جرئت نداشت نزدیک من شود یا پا روی دمم بگذارد.
فاروق خان بارها و بارها ثابت کرده بود، چه ها که نمیکند برای یک دانه جانشین امپراطوری اش …!
برای اینکه در راس قرار بگیری، باید سیاستمدار باشی … تجربه داشته باشی … بین رقبا، اسم و رسم در کرده باشی …
رقم حسابت نجومی باشد و من از بین تمام موارد فقط مورد اول و آخر را داشتم.
همه افراد این هرم زنجیروار به یک دیگر متصل بودند،
شریک بودند اما در ضربه زدن به یکدیگر از هیچ فرصتی نمیگذشتند، و تنها ترس مشترکشان فاروق خان بود …
میدانستند، کافیست فاروق خان اراده کند تا از هرم خارج شوند و خارج شدن از هرم، به معنای بر باد رفتن تمام هست و نیستشان بود …