ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
متن کامل رمان اسرار مرگ خانم ابیلا اثر پرویز قاضی سعید دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
در ابتدای داستان میخوانیم: آنجلی خوابش نمیبرد. مرتبا از این دنده به آن دنده میغلتید. از شیشه کوچک بالای اتاق خوابش، نوری به داخل میتابید و این نشان میداد که ساکنین آپارتمان روبرو هنوز بیدار هستند. آنجلی سعی میکرد افکار مغشوش و ناراحت کننده را از سرش بیرون کند، ولی ممکن نمیشد. چند بار به خود تلقین کرد: من دیگر دختر بزرگی هستم. نباید یک فیلم این چنین مرا بترساند و این افکار عجیب را به سر من راه دهد. با وجود همه این تلقینات نمیتوانست آرام بگیرد. اصلا او نمیبایست آن روز بعدازظهر به دیدن آن فیلم جنایی وحشتناک میرفت. صحنههای فیلم مرتب به نظرش میرسید. خود را میدید که از پشت سوراخ کلید اتاقی، ناظر یک قتل هول انگیز است و این همان فکری بود که از خوابیدن او جلوگیری میکرد. کم کم آنقدر این فکر در سر او قدرت یافت که صدای پاهای آرام کسی را در آپارتمان شنید. تمام بدنش یخ کرده بود، عرق سردی روی پیشانیش راه باز کرده و مثل مار چندش آوری روی گردنش دوید. به وضوح صدای در آپارتمان مجاور را شنید …
پرده ای از رمان اسرار مرگ خانم ابیلا
همه جا صحبت از جنایت عجیبی بود که در آپارتمان خانم آبیلا، اتفاق افتاده بود. جسد خانم آبیلا را صبح روز بعد در تختخوابش یافتند. اطراف جسد، پر از کتابهای ترسناك و جنایی بود. پزشک قانونی، پس از هم اینه جست، نظر داد که خانم آیلا براثر سکته قلبی در گذشته است… شوهر خانم آبیلا، در پاسخ بازپرس گفته بود: شبی که قتل روی داد، من برای بازی بولینگ رفته بودم خیلی دیر بخانه باز گشتم و تصور کردم آبیلا، طبق معمول پس از خواندن چند فصل از کتاب بخواب برده است. چون خیلی خسته بودم، بدون اینکه او را صدا کنم، برای خودم ساندویچی درست کردم و خوردم و خوابیدم. صبح روز بعده چون دیدم همسرم از
خواب برخاسته است. او را صدا کردم اما هر چه صدایش زدم جوابی نداد. دست پیش بردم تا او را تکان دهم ولی ناگهان احساس کردم بدن او سرد است. یخ کرده است، گرمای بدن يك انسان زنده را ندارد… بسرعت گوشم را به قلبش گذاشتم نبضش را گرفتم و آنوقت با کمال یاس و ناامیدی دریافتم که او مرده است و جریان را به پلیس اطلاع دادم. بازپرس پس از شنیدن اظهارات آنتونی شوهر خانم آبیلا با مامورین اداره انگشت نگاری و آگاهی بآپارتمان خانم آبیلا رفت در کنار تختخواب کارد بلندی افتاده بود. آنتونی بعد از دیدن کارد، تصدیق کرد که کارد آشپزخانه آنها میباشد. دری که از اتاق خواب به هال باز میشد، همچنین گشوده
بود و داخل هال نیز فقط در آشپز خانه باز بود. در جا سیگاری روی میز كوچك وسط هال، پر از ته سیگار بود. روی دستگیرههای در کوچکترین اثر انگشتی بدست نیامد. پزشک قانونی اصرار داشت که مرگ خانم آبیلا اتفاقی نبوده و او براثر ترس شدیدی مرده است. برعکس او مامور آگاهی با بیقیدی میگفت مردم دوست دارند کارهای معمولی را غیر عادی جلوه دهند و در این میان تنها بازپرس بود که با دقت بریزه کاریها توجه میکرد. تحقیقات از ساکنین آپارتمانهای مجاور شروع شد و خیلی زود باز پرس دریافت که شب گذشته دختر چهارده سالهای نیز بیهوش شده و او را برای معالجه بیمارستان بردهاند. هر لحظه که میگذشت موضوع بغرنج تر میشد …
ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
آخرین نظرات
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناول تایم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.