خلاصه کتاب
پگاه صائبی، دختری ۲۶ ساله با بدنی نحیف و پوستی نه چندان شاداب که با پگاه سه سال پیش زمین تا آسمان فرق دارد... با دختری که قرار بوده با بهنام زیر یک سقف برود، دختری که هرگز دست رد به سینه اش نخورده بود و از زیبایی های خدادادی چنان بهره مند بود که هیچ گاه حسرت مردی به دلش نمانده بود. بهنام اما حالا قرار است عروس دیگری را به خانه ببرد، کسی که جایگزین پگاه شده، درست بعد از آن بیماری شومی که آمد و همه زیبایی پگاه را با خود برد ...