دانلود رمان آناکوندا از مهدیه صابریان کاملا رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی
تعداد صفحات : ۲۲۰۴
خلاصه رمان :
هرمان پسری مبتلا به یک اختلال نادر…. اختلالی خطرناک و ترسناک که خودش از این موضوع بیخبره. پسری بیبند و بار و به فکر عیاشی و پول در آوردن از راه خلاف و مردم گریز.. باقتل ناگهانی پدرش و شروع تلفنهای ناشناس و رو شدن حقایقی که درکی ازشون نداره تازه اون به هیولای درونش تبدیل میشه هیولای ترسناکی که نه تنها افراد دور و برش بلکه خودش هم نمیتونه کنترلش کنه.. که پویا و آوا رو درگیر پرونده ای سخت… و زندگی همراز رو دگرگون میکنه…
قسمتی از رمان آناکوندا :
_این چند وقت اخیر رفتارای عجیب غریبی از پدرتون ندیدید؟
صدایش آن قدری بم بود که تمام رگ هایم از وحشت منقبض شوند.
_پدر من، پدر من آدم آبروداریه یکی از کارخونه دارای سرشناس تهران…
تنگ حوصله چشم بست و به صندلی اش تکیه داد:
_خانوم این حرفای بابام خیره و مهربونه و خوشگله رو بریزید دور،
پدر شما در حال حاضر متهم به چهار فقره قتل درجه اول هستن،
تمام تماس های پدرتون به شرکت از اون خونه ای که برای شما خریده
در واقع شما خودتون می تونید الآن از مضنونین ما باشید اما نیستید، چون فکر می کنیم تمایل به همکاری دارید.
دستانم را از روی میز به روی زانوانم منتقل کردم.
چشمان قهوه رنگ و تیزبینش تمام حرکاتم را زیر نظر داشت، در اصل بیش تر از کلماتم تمرکزش روی حرکاتم بود نمی دانم چرا؟
-خب شما بپرسید سوالاتون و منم به هر کدوم که تونستم جواب میدم.
پرونده را جلوی خودش کشید و بازش کرد: خیلیم عالی، از خونوادتون بگید.
خانواده از خانواده ام بگویم؟ چطور بگویم آن چیزی که من همیشه در حسرتش بودم همین است؟ باور نمی کرد که…