دانلود رمان هزار چم (جلد دوم) از زینب ایلخانی کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه، آسیب اجتماعی، خانوادگی، درام، رئال
تعداد صفحات: ۱۷۶۷
خلاصه رمان:
روایتی نو از سرانجام قهرمان هزارچم، امیر رضا، ریحانه، شهاب الدین! «هزارچم دو» قصه پایان سرنوشت شخصیت هاست، پایان سیاهی ها و شاید…
قسمتی از رمان هزار چم :
سينما! عشقی که انگار قبل به دنیا اومدنم توی قلبم کاشته شده،
تنها جایی که حس میکنم به خاطرش همه سختی ها و نداشته هام رو تاب آوردم تا امروز و اون لحظه روی این صندلی و جلوی آینه گریم بشینم.
سکوت سنگین اتاق و صداهای بلند ذهن درگیرم باعث میشن بدون نگاه کردن به ساعت و موقعیت شماره ریحانه رو بگیرم و وقتی چند جمله بیشتر حرف نزدیم بگه
-مانیا چرا انقدر استرس داری تو همه این ها رو از قبل میدونستی و کم و بیش شنیده بودی.
تا بفهمم با آدم درستی حرف میزنم و در خونه درستی رو کوبیدم.
حتی هم جوری بهم آرامش میده که راحت تر نفس میکشم و میگم:
-آره… اما باز هر چقدر هم واسه هر چی آماده باشم سر بزنگاه این حالمه…
مهم نیست اگه همه دارن من رو از میترسونن اصلا ذات عشق ترسناکه عشق که بی قربانی نمیشه!
میخوام نترسم میخوام حتی اگه ترسیدم عقب نرم میخوام این بار عشقم نشه حسرت قلب من ولی توی دست دیگران!
میخوام یه بارم شده دست مانیای بیچاره رو بگیرم ببرم برسونمش به اونجایی که خوشحالش میکنه و بهش این حس رو میده که بالاخره دیدنش!
-بغض نکن! همیشه بهت گفتم اونی که تو رو نمیبینه خودتی وگرنه مگه میشه تو رو ندید دختر؟!
چشم هام رو میبندم و آه میکشم.
-کمه ریحانه بیشتر میخوام! دیدن و نگاه گذرا دردی از من دوا نمیکنه،
باید تماشایی باشم که یادم بره چطور اون حرف های مامانم مثل سوزن توی مغز و روحم فرو رفت و حس کردم همیشه باید تماشاچی باشم …