دانلود رمان غمزه ای برای دیاکو از سارا اصل کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات: ۱۸۲۲
خلاصه رمان:
غمزه دختری که برای از ارث محروم نشدن پدرش قبول میکنه با کسی که پدر بزرگش شرط میکنه ازدواج کنه و بعد هم برای مدتی ایرانو ترک کنه در حالی که از بچگی عاشق دیاکو بوده و برای اینکه دیاکو باهاش بازی کنه بهش اجازه میداده که در عالم بچگی هرکاری دوس داره بکنه با این حال هنوز هم عاشق دیاکوست اما نمیخواد قبول کنه چون با این که حتی شوهرشو تاحالا ندیده فکر میکنه بودن با مرد دیگه ای گناهه. وقتی فقط ۱۳ سالش بوده دیاکو غیبش میزنه و …
قسمتی از رمان غمزه ای برای دیاکو :
با آرامش قهوه اش را می نوشید، احساس می کرد توانسته حال دیاکو را بگیرد، مردک چطور میتوانست با کسی قرار بگذارد؟
صدایی از درونش می:گفت چرا قرار نذاره؟ اصلا به توچه ربطی داره؟تو الان یه زن شوهر داری انتظار داری بیاد با تو قرار بذاره؟
اصلا بخواد اینکارو بکنه هم، تو میتونی اینقدر وقیح باشی که با وجود شوهر بهش پا بدی؟
تند تندو پشت سر هم نفس عمیقی کشید میخواست جلوی اشک هایش را بگیرد،
با صدای سعید سر بالا آورد: ببخشید خانوم ملکشاهی شما بفرمایید امضاء کنید.
بلند شدو با زبان لبش را تر کرد: پس امضاء آقای دولتشاهی چی؟
سعید همینطور که برگه ها را آماده می کرد جوابش را داد:
گفت قرار فوق العاده مهمی داره که نمیتونه کنسلش کنه، قرار شد فردا بیاد امضاء کنه!
سريعا امضاءهای لازم را انجام داد، اصلا نمیدانست چه کرده و چه نکرده چه قراری که نمیتوانست کنسلش کند؟
دلش میخواست هرچه از دهنش در می آید نثار دیاکو کند اما میدانست که او کار خطایی نکرده،
در واقع پرویی از او بود، چه کسی دلش میخواست با او باشد …