ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
متن کامل رمان بعد از آن شب اثر لیندا هوارد دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
فیث دولین یه دختر فقیر و منفور در پریسکات لوئیزیانا. اون همیشه عاشق پسر طلایی شهر بوده. اما اون پسر، تو یه شب گرم و مرطوب جنوبی، وقتی پدر محترمش با مادر خوشگل فیث ناپدید میشه، فیث رو آشغال صدا میکنه. حالا دیگه فیث این عشق رو، نمیخواد… بلکه میخواد از گری روی لارد متنفر باشه… ولی نمیتونه حسش به گری رو خفه کنه …
پرده ای از رمان بعد از آن شب
وقتی بچه بود فیث گاهی در رویاهایش تصور میکرد که گای پدر او هم هست اموس در آن رویا هیچ جایی نداشت. گای بلندقد بود و برنزه. صورت ظریفش به قدری شبیه گری بود که مهم نبود چه کاری بکند، فیث نمیتوانست از او متنفر شود. او همیشه با فیث مهربان بود. با همهی بچههای رنه مهربان بود. ولی برای حرف زدن با فیث بیشتر تلاش میکرد و حتی چند بار برایش هدیههای کوچکی هم خریده بود. فیث فکر میکرد شاید به خاطر شباهت او به رنه باشد. اگر گای پدر فیث میبود در آن حالت گری باید برادرش میشد. در آن صورت میتوانست با او زندگی کند و از نزدیک او را بپرستد. این رویاپردازیها همیشه باعث میشد نسبت به پدرش
احساس گناه کند. برای جبران این حس گناه سعی میکرد نسبت به اموس مهربانتر هم باشد. اگر چه اخیرا دیگر نمیخواست دختر گای باشد چون دلش نمیخواست گری برادرش باشد. دلش میخواست با او ازدواج کند. این خصوصیترین بخش رویاپردازی هایش بود که گاهی باعث ترس خود فیث هم میشد. چطور میتوانست اینقدر بلند پرواز باشد؟ یک رویل لارد با یک دولین ازدواج میکرد؟ یک دولین پایش را داخل عمارت چند صد سالهی رویل لاردها میگذاشت؟ تمام اجداد رویل لاردها از قبرهایشان بلند میشدند تا مزاحم را بیرون کنند. تمام پریسکات از شدت ترس ماتشان میبرد. ولی باز هم خیالپردازی میکرد. خودش را در
لباس سفید عروسی تصور میکرد که در کلیسا به سمت گری که کنار محراب ایستاده حرکت میکند. با آن چشمهای سیاه، خمار، گرم و پر از خواستن بر میگردد و به فیث نگاه میکند. او را با خود، نه به خانه رویل لاردها که فیث جرات خیالپردازی آن را نداشت. به هر جایی که تنها باشند میبرد. صدای گریهی بلند اسکاتی فیث را از رویاهایش بیرون کشید. سیب زمینی که در حال پوست کندن بود رها کرد و از جا پرید چون اسکاتی هیچ وقت گریه نمیکرد مگر اینکه به خودش اسیبی رسانده باشد. هنور جلوی در بود و انگشتش را گرفته بود. فیث کنار میز رفت. روی صندلی نشست و اسکاتی را روی انگشت روی پاهایش گذاشت. دستش را معاینه کرد …
ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
آخرین نظرات
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناول تایم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.