خلاصه کتاب
دختری که مجبور میشه به خاطر مسائلی، تو خونه یه نفر بمونه. با این که خانواده داره اما زندگی مجبورش میکنه برای امنیت جان خودش به اون خونه پناه ببره و توش کار کنه. به دلیل بدهکاری و فقر توی راهی قدم میذاره که خودشم نمیدونه تهش به کجا میرسه اما این دختر اونقدر قوی و مصممه که برای خوشبختی در آیندهاش هر کاری میکنه. براش فرقی نداره چه مشکلی پیش بیاد چون همشو کنار میزنه و آمادگی همه چیزو داره اما میتونه وجود یه عشقو درک کنه؟ اسم این دختر آناشیدِ... آناشید یعنی دختر آتش و خورشید ...