خلاصه کتاب
همه ما بوم های نقاشیای هستیم که دیگران ما را رنگ آمیزی میکنند.. اینکه آنها نقاش ماهری باشند یا نه دست ما نیست، تقدیر ماست. حالا یکی میشود سیاه و تاریک مثل شب و دیگری سفید مطلق! یکی قرمز خونی و دیگری آبی به رنگ آسمان... اما آن ابتدا همه بی رنگ بوده ایم... یا شاید بتوان گفت سفید... نمیدانم! اما هرچه بودیم حالمان خوب بود... پاک بودیم... خیالمان راحت بود... میدانی حتی آن بوم سیاه مثل شب هم گاهی دلش برای آن موقع هایش تنگ میشود... مطمئن باش! و شاید سفید مطلق عاشق سیاهی شب شد و چه درآمیختنی ست ترکیب این رنگ ها...