خلاصه کتاب
سپیده، مادر داغدیدهای که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، در لحظهی خودکشی، با شادمهر، مردی ثروتمند اما اسیر سنتهای خانوادگی، روبهرو میشود. او که تنها به دنبال وارثی برای حفظ امپراتوری پدرش است، از سپیده میخواهد تا به جای مرگ، زندگیِ جدیدی را بپذیرد. اما آیا این رابطهی ظاهرا سودمند، نجاتبخش خواهد بود یا هر دو را به ورطهی ویرانی میکشاند؟ ...