خلاصه کتاب
ارکیده عاشق و دلباخته سپهر میشود و رابطهای شکل میگیرد که حداقل سرنوشت ارکیده را به لجن میکشد. خانوادهها کم کم میفهمند و در نهایت ارکیده با سپهر ازدواج میکند. حالا سه سال از آن روزها گذشته و ارکیده در کارخانهی حاج رسولی مشغول به کار است. امیرحافظ، تک پسر حاج رسولی به خاطر سو تفاهمی که پیش میآید کمر به له کردن ارکیده میبندد. ارکیده تلاش میکند به تنهایی با تکیه بر سپهر از پس زندگیش و امیرحافظ مغرور بر بیاید.