خلاصه کتاب
دختری ساده و درسخون مثلمونا تو تب عشق پسری به نامساسان میسوزه که عموی اونپسر، مردی به نام روزبه ست که عاشقانه مونارو میخواد و از دور کنترلش می کنه و نمیدونه که برادرزاده ش درگیر عشق موناشه و...
پدرمونا با منشی روزبه تصادف میکنه و اوندختر میمیره، حالا روزبه در ازای ازادی پدر مونا، ازدواجبا اون رو میخواد... ازدواجی که مونارو عروس عمارتش می کنه و....