خلاصه کتاب
پدر خورشید، کارگر کارخونه امیرعلی کیان آراست. اما طی یک حادثهای ضرر چند میلیاردی به کارخونه میزنه. امیرعلی ادعای خسارت می کنه، پدر خورشید قادر به پرداخت نیست و امیرعلی که مرد ۳۳ ساله و متاهلی هست، شرط میزاره، پدر خورشید باید خسارت و پرداخت کنه و در صورت قادر نبودن در پرداخت خسارت، یا باید به زندان بره و یا دختر ۲۰ سالش و به عقدش در بیاره...