دانلود رمان شاهزاده مافیا (جلد اول) از مترجم بهار کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه، مافیایی، هیجانی، رازآلود
تعداد صفحات: ۱۶۸۴
خلاصه رمان:
چی میشه وقتی درون یه خانوادهی از ریشه مافیایی متولد بشی، پدرت دُن باشه اما هیچ علاقهای برای گرفتن جایگاهش نداشته باشی؟ چی میشه اگه تو یه مهمونی مافیایی چشمت به یه دختر زیر سن قانونی بخوره و عشق مثل یه آذرخش بهت میزنه؟ چی میشه اگه بخوای از اعتبار مافیائیت به عنوان یک پرنس مافیایی استفاده کنی و اون دختر رو نجات بدی؟ اینجاست که روسای مافیا برات یک شرط میذارن؛ یکی از ما باش تا اون دختر رو آزاد کنیم. وقتی مجبوری به خاطر یک دختر زندگی خودت رو وثیقه بگذاری و وارد دنیای سیاه مافیا بشی. آیا عشق واقعا ارزشش رو داره؟
قسمتی از رمان شاهزاده مافیا :
از میون جنگل جادهی کم عرضی میگذشت، خطوط کشیده شده اون قدری محو بودن که فقط توسط یک ماشین دیده میشدند.
یه بزرگراه جدید ترافیک رو از این ناحیه دور میکرد پس تنها آدمهایی که از این مسیر میگذشتند یا محلیها بودن یا گم شده ها.
هیون توی صندلى مسافر ماشين لم داده بود، کسل و بی حال، درختهایی که توی تاریکی از کنارشون میگذشتن رو تماشا میکرد از پنجره رو برگردوند، با بدحالیش میجنگید.
چشم هاش ساعت روی داشبورد رو دیدن صفحهش نشون دهندهی ربع ساعت بعد از دوازده بود.
برای ساعت ها از هوش رفته بود.
«نمیخواستم برای مدت طولانی بهت مسکن بزنم.» دکتر دمارکو گفت، متوجهی حرکت دختر شده بود. «کل پرواز رو خوابیدی.»
«توی هواپیما؟» مرد سر تکون داد این اولین بارش بود که حتی نزدیک به هواپیما هم میشد.
نمیدونست الان باید خوشحال باشه یا به خاطر این که بیهوش بوده ناامید. «الان کجائیم؟»
«تقریبا خونه.»
خونه هیون نمیدونست این چه معنی ای میده.
«قبل این که برسیم میخوام یه چیزی رو برات شفاف کنم.» دکتر دمارکو گفت.
«قراره» با ما زندگی عادی داشته باشی اما مهربونی منو نقطه ضعفم ندون.
ازت انتظار وفاداری دارم و اگه به هر طریقی به اعتمادم خیانت کنی، مجبوری با عواقبش کنار بیای …