دانلود رمان مسکوت از سروناز زمانی کاملا رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی
تعداد صفحات : ۱۶۶۵
خلاصه رمان :
آیدا دختر شیطون و استقلال طلبی که عاشق پسری خشک و مغرور میشه از قضا اون پسرم کسی نیست جز زانیار، سرگردی خشن و بی رحمه که دلش از سنگه…
قسمتی از رمان مسکوت :
آیدا نگاهی به فضای ماشین انداخت،
این ماشین برایش حکم تخت روانی را داشت که او را یک قدم به ارزوهایش نزدیک تر می کرد،
آرزویی که کنارش نشسته بود یک دستش به فرمان بود دیگری را به در تکیه داده بود.
ایدا سعی می کرد حرفی نزند تا ارامشی که در ماشین حاکم بود بهم نخورد.
دوست نداشت در نظر زانیار دختر حرافی بیاید دوست داشت اینبار شروع کننده بحث زانیار باشد.
زانیار نگاهی به ایدا که عجیب سکوت کرده بود انداخت این دختر همیشه با کارهایش غافلگیرش می کرد،
توقع داشت به محض اینکه در ماشین جای گرفتند شروع به صحبت کند و زیر و بم این مزاحمش را روی دایره بریزد اما خبری نشده بود.
شم پلیسی اش او را تحریک می کرد که ته و توی قضیه را در بیاورد .
از بچگی همینطور بود هر چیزی که باعث رعب و وحشت دیگران بود را از بیخ و بن نابود می کرد چه آن چیز سوسک کوچکی بود که دختر همسایه را می ترساند و چه آدم بزرگی بود که زندگی ستاره ی سینما را تهدید می کرد.
_از کی تا حالا متوجه ی حضورش شدید؟
ايدا لبخند کوچکی زد معادلاتش درست از آب در آمده بود و توانسته بود زانیار را درباره خودش کنجکاو کند،
البته با ارفاق زانیار بیشتر در مورد آن مرد کنجکاو بود تا ایدا.
_راستش یه مدتی میشه دقیق یادم نیست اما میدونم که هر وقت توی طرفدارام چشم می چرخوندم اونم بود، قبلا چیزی نمی گفت اما…