ناول تایم
ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.

رمان ریسمان از نویسنده صبا ترک با لینک مستقیم

دانلود رمان ریسمان از نویسنده صبا ترک کاملا رایگان

ژانر رمان: عاشقانه

تعداد صفحات: 1106

خلاصه رمان: تنهایی گاه آدمی را چنان دگرگون می‌سازد که از دیگران متمایز می‌شود. تنهایی در خیال، بسی دردناک‌تر از عزلت در واقعیت است. در چنین لحظاتی، یا در گرداب اندوه خود غرق می‌شوی و تسلیم می‌گردی، یا زانو می‌زنی و برای بودنِ خود می‌جنگی… همه به نگاه تو به زندگی بستگی دارد، به فلسفه‌ات از جهان. برای پونه، زندگی نه نرم و آرام، که میدانی نبرد بود، دخترکی که می‌کوشید در تنهایی راهش را بپیماید، اگرچه یونس راه را بر او می‌بست …

قسمتی از رمان ریسمان

بابا مجتبی صبح بود که با دو تا از همسایه‌ها آمد وقت راه رفتن پیچ و تاب می‌خورد. اکبر آقا و اوس جواد زیر بغلش را گرفته بودند، با دماغ و سر و دست شکسته پایی در آتل و زیر چشمانی کبود. بابای بدبختم را له کرده بودند. یونس نبود، اما انگار خانه را با همان جارو دستی تمیز کرده. دلم سوخت، می‌دانستم او لیوان آب را هم خدم و حشم در اختیارش می‌گذارند، تخم دو زرده حاجی را. زیر بغل بابایم را گرفتم، سبک نبود. -ول کن دختر ما می‌بریمش. همسایه روبه رویی بود، اکبر قصاب صاحب قصابی محل، خودش غولی بود و همیشه بوی گوشت و خون می‌داد. ولی انصافاً مرد خوبی بود یک دختر و پسر دوقلو داشت قد من،

بچه‌هایش هم خوب بودند و ملاک خوب بودن برای من آن وقت‌ها این بود که مسخره‌ام نکنند. -خدا ذلیل کنه این نامسلمونا رو آقابزرگ زنده بود عین موش بودن آقا مشتبی به برادر خانومات پیغوم بده اکبر قصاب گفت این دو رو بر ببینمتون شقه تونو آویزون می‌کنم. -به خدا دست من بیفتن اکبر آقا همین بلا رو سرشون میارم از خدا نمی‌ترسن آقا مشتبی، ترسیدن بیان اینجا ننه‌شون و به عزا می‌شونیم عوضیا. وضع پایین را که دیدند اکبر آقا بابا مجتبای نالان را کول کرد و تا طبقه بالا برد و من چون بره‌ای رام پشت سرشان راه پله را طی کردم. -اسمت چی بود دخترم! بابا را روی تشکچه آقابزرگ گذاشت و اگر وقت دیگری بود حتماً کولی

بازی در می‌آوردم. آنجا برای من بود می‌خوابیدم و وقت‌هایی که به ندرت آرام یک جا می‌نشستم همان جا بود، تشکچه آرامش من. -پونه! نگاهم به اوس جواد صاحب آپاراتی محله افتاد، او سعی می‌کرد با چند بالشت وضعیت بابا را بهتر کند. اوس جواد پسر ممد بقال پیر بود سر کوچه مغازه بقالی داشت. هر چقدر بابایش عوضی و چشم چران می‌زد خودش خانواده‌دار و مشتی بود. -ببین پونه این پلاستیک داروهای آقاته کار داشتی من و اوس جوات هستیم، فعلاً که پاش تو آتله می‌تونی کمک کنی موال بره؟ شانس آورده بودیم آقابزرگ یک توالت در بالکن درست کرده بود می‌شد راحت بردش، یک توالت فرنگی هم از قدیم داشت که …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
تنهایی گاه آدمی را چنان دگرگون می‌سازد که از دیگران متمایز می‌شود. تنهایی در خیال، بسی دردناک‌تر از عزلت در واقعیت است. در چنین لحظاتی، یا در گرداب اندوه خود غرق می‌شوی و تسلیم می‌گردی، یا زانو می‌زنی و برای بودنِ خود می‌جنگی... همه به نگاه تو به زندگی بستگی دارد، به فلسفه‌ات از جهان. برای پونه، زندگی نه نرم و آرام، که میدانی نبرد بود، دخترکی که می‌کوشید در تنهایی راهش را بپیماید، اگرچه یونس راه را بر او می‌بست ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: ریسمان
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: صبا ترک
  • ویراستار: ناول تایم
  • تعداد صفحات: 1106
خرید کتاب
45,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
  • برچسب ها:
  • admin
  • 67 بازدید
  • 45,000 تومان
  • دیدگاه‌ها برای دانلود رمان ریسمان از نویسنده صبا ترک رمان رایگان بسته هستند
لینک کوتاه مطلب:
نظرات
ارسال نظرات برای این مطلب بسته شده است !
ورود کاربران

درباره سایت
ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
آخرین نظرات
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناول تایم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.