دانلود رمان ماهرو از الهام جنت کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۸۹۱
خلاصه رمان:
دکتر کیان اعتماد، استاد جوان و سرشناس ادبیاتیست که قصه عشقش با دختری جنوبی زبانزد همه بوده در محفل شعری، او پونه غیور، دانشجوی با استعداد دانشگاه را ملاقات میکند که شباهت غیر قابل تصوری با عشقش ماهرو دارد …
قسمتی از رمان ماهرو:
باد با سبکی ملایمی شبیه زنی با انگشتان کشیده،
پوست گندمگونش را نوازش می کرد و میان موسیقی کلامش، نت هارا جابه جا می کرد.
گوش به خلیج سپرد. به صدای مرغ های دریایی و موج های صبورش که بی سرکشی، به ماهی های کوچک دم ساحل مجال بازیگوشی می داد.
با صدای هر موج نوایی در دلش پر می کشید و آرام آرام دلش را به حرف در می آورد.
و این همان زبان خلیج بود. زبانی که مُم حلمایش می گفت.
همان زبانی که راه به دلش باز می کرد و دلش را به حرف می کشاند و برایش از رازهایی می گفت که در آینده ای نا چندان دور پیش می آمد.
مُم حلما همیشه می گفت، کافیست زبان دلت را یاد بگیری و پا به پایش بروی.
ایستاد و چشمانش را رو به افق آن سوی خلیج بست و تمام افکارش را پشت پلک هایش جا گذاشت.
دلش کم کم زمزمه هایش را شروع کرده بود. زمزمه هایی که این روزها به پرشورترین حالت ممکن زیبا بود.
زمزمه هایی از آن مرد همان عکاسی که از آن سوی لنز ضخیم دوربینش، دل داده بود.
لبخند زد، دلش امروز حرف دیگری هم داشت. حرفی از دیدن دوباره ی آن مرد که، چند قدم آن طرف تر ساحل را قدم می زد.
سریع چشم باز کرد. از میان خط لبخندش، سفیدی صدفی شکل دندان هایش برق کوچکی زد.
با شادمانی کودکانه ای از صخره پایین آمد …