خلاصه کتاب
دختري به اسم نيلوفر، عزيزشده خانواده نواب با نامزدش طوفان به مشكلاتي بر ميخورد كه باعث قطع رابطه ميشود كه اين قطع رابطه باعث بر ملا شدن رازهايي ميشود كه زندگي نيلوفر را در بر ميگيرد و تمام اعتماد او را نسبت به افراد زندگيش ويران ميكند. درست در سخت ترين روزهاي زندگيش مردي به كمكش ميآيد كه زندگيش را دگرگون ميكند ...