دانلود رمان اسمارتیز از نازنین محمد حسینی کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه، طنز، کلکلی
تعداد صفحات: 1674
خلاصه رمان:
آریا فروهر برای بچه هاش پرستار میگیره اونم کی دنیز خانم مرادی که تو شیطنت و خراب کاری رو دستش بلند نشده حالا چی میشه این آقا آریا به جای مواظبت از ۳ تا بچه ها باید از ۴ تا مراقبت کنه اونم بلاهایی که دنیز بچه ها سر باباشون میارن که نگم … این وسطا آقا آریا نمیدونه کی دلشو برای ملکه عذابش داده رفته …
قسمتی از رمان اسمارتیز:
قطعا نمی رسی با این سه تا بچه غذا درست کنی و تمیز
کاریارو انجام بدی . یه خانمی دو روز در هفته میاد تمام خونه
رو مثل دسته ی گل میکنه البته باید بگم یه آیهان برای اینکه
زحمات زهرا رو به باد بده کافیه. فکر نکن خونه بعد از رفتن
زهرا تمیز میمونه! غذا رو هم همون دو روز درست میکنه بسته
بندی میکنه توی یخچال. غذای بچه ها هم مشخصه.
از روی صندلی بلند شد و ببخشیدی زیر لب گفت. از بین
وسایل پاهاش رو گذاشت و رفت سمت یه دری که توی راهرو
بود. سرکی کشید و برگشت:
خداروشکر اونا هم پای تبلت دارن کارتون میبینن.
من و زبونم جلوی این وضعیتی که پیش روم بود کم آورده
بودیم.
من خوب از قیمت ها خبر دارم. این بچه ها سه تا هستن
برای همین قیمت بالاتری بهت پیشنهاد دادم. اگر کارت خوب
باشه و بتونی بمونی شبها هم پیششون باشی حقوقت رو
میبریم بالاتر…
مادرشون… خودش اجازه نمیداد حرف بزنم. فکر کنم جیش داشت
میترسید من حرف بزنم رشته کلام از دستش در بره و نتونه
خودش رو به دستشویی برسونه! وگرنه این همه عجله برای
حرف زدن چه دلیلی میتونست داشته باشه؟ نه جان من چه
دلیلی داشت؟
جدا شدن، پسرم هم الان ایران نیست. خیلی اوقات اصلا خونه نمیاد.
یعنی پدر بچه ها مجرده؟ سرش رو تکون داد.