دانلود رمان ارس و پریزاد (جلد اول) از زینب رستمی کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۳۶۳۲
خلاصه رمان:
نفس نداشتم. قلبم در سینه میکوبید و با همهی توان فقط میدویدم. پشت سرم فریاد بود؛ آشوب بود؛ به زبان روسی عربده میکشیدند و صدای کوبیده شدنِ کفشهای مردانهشان روی زمین بندر، در گوشهایم اکو میشد. تعدادشان زیاد بود. وقتی نفسزنان از کنار کانتیرهای بزرگِ آبی و قرمز میدویدم کسی از گذشته توی گوشم پچ میزد: «من دوستت دارم، تو رو باور دارم… میدونم که برمیگردی پناه.» آن روز، همه چیز جور دیگری بود. او غرق شده بود توی چشمهای عاشق من، و من حل شده بودم در نفسهای گرمِ مردی که برای این عشق، با همه میجنگید…
قسمتی از رمان ارس و پریزاد :
یزدان اخم آلود پرسید: پناہ کو پس؟
همهی اعضای ساختمان اصلی، دور میز نشسته بودند.
نازلی هم امشب آمده بود این سمت، سر میز شام داییاش.
هلن رو به یزدان جواب داد: پناه خانم فعلا قهر کرده احتمالا منتظره نازشو بکشیم!
دل امیر پارسا مانده بود پیش پناه.
نگاه کدرش روی خورشت فسنجان ماند و خوشش نیامد از جواب مادر ولی صبوری کرد و پاسخ نداد.
هلن بیماری زمینه ای قلبی داشت و گاه میشد با یک جواب ساده یا بحث کوچک قفسهی سینه و دست چپش درد میگرفت.
آتنا با برنجش بازی میکرد و قاشق را بی هدف توی بشقاب می چرخاند. در فکر بود.
سه شب از دعوای بزرگ پناه و نعیم میگذشت و این مدت، خاطرهی تلخ ده سالگی و سیلی ناحقی که پناه خورده بود از ذهنش بیرون نمیرفت.
هیچ کس زجری که در آن ده سالگی کشید را نمیدانست؛
نه هلنی که همهی دغدغه اش هماهنگی با مد اروپا بود و در ظاهر، سنگِ مذهب را به سینه میزد!