دانلود رمان انگور نارس از پگاه مرادی کاملا رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۸۷۲
خلاصه رمان :
مهراز دختریه که با عماد برادرزاده اش و زن برادرش زندگی میکنه، زن برادرش توانایی حرکت کردنش رو بعد از تصادفی که منجر به مرگ همسرش شده از دست داده، مهراز نون آور خانوادست. با دوستی عماد با آرمان، پسره پولداره مدرسه، زندگی این خانواده زیر و رو میشه…
قسمتی از رمان انگور نارس :
صدای قطره که در لوله چکه می کرد تنها صدایی بود که در اتاق شنیده می شد.
حس کرد بعد از مدت ها توانسته کمی استراحت کند و بخوابد سرش هنوز سنگین بود.
توقع داشت صبح باشدو در اتاقش به خواب رفته باشد اما فضای ناآشنا و یک دست سفید اتاق بیمارستان موجب شد خوف کند .
به هرجان کندنی که بود نیم خیز شد.
دست هایش بی حس بودند.
اولین بار در عمرش بود که هیچ چیز یادش نمی آمد.
سرش را روی بالشت نرم قرار داد و سعی کرد به یاد بیاورد.
چشم های عماد مقابلش آمد. ارمان؛ آن شب کذایی تولد رفت و آمدهایش به خانه ی آرمان و هربار با در بسته مواجه شدن.
نفس در سینه اش حبس شد.
به یاد آورد خودش را مقابل ماشین پرت کرد آرام دست به شکمش و پاهایش کشید، سپس به صورتش.
نه مثل این که سالم بود به سرم بالای سرش نگاه کرد .
سعی کرد آنژیوکت را از رگش دربیاورد. و همینم شد.
خون روی دستش غلت زد. دستمالی رویش کشید و آستین مانتویش را پایین کشید.
از اتاق خارج شد. پرستار با دیدنش اخم کرد: خانوم کی گفت از روی تخت بلند شید؟
با بی قیدی گفت: خودم!
_خواهش می کنم برگردید به اتاقتون. شما فشارتون پایین. واسه ما مسئولیت داره…
پرستار بازویش را گرفت و وادارش کرد به سوی اتاق برود…