دانلود رمان هفت روز شاد (جلد دوم) از شقایق لامعی کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات: ۱۲۷۵
خلاصه رمان:
“تو آمدی که دنیای مرا زیر و رو کنی” میدانی اولین بار کی حس کردم که دوستت دارم؟ دوست داشتن که نه؛ میگویم “دوست داشتن”، چون نامی برای حسِ جدیدم، پیدا نکردهام. اما حس عجیبِ خوشایندی بود، که به سراغ من آمد. دلم یکجوری شد در آن لحظه؛ نمیدانم دقیقاً چهجوری اما انگار چیزی در دلم تکان خورد و بعدش یک دنیا حسهای مختلف داشتم در وجودم که نمیدانستم باید چه کارشان کنم! فکر میکنم آنچه که تکان خورد، دروازهی احساساتم بود …
قسمتی از رمان هفت روز شاد :
یک وقت هایی هر کاری هم که میکردی، اوضاع آنی نمی شد که دلت می خواست؛
آن شب هم برای من، دقیقاً داشت از همین قاعده پیروی می کرد.
ناصر گذاشت تا هر وقتی که دلم میخواهد در کنارش بمانم اشک بریزم و خودم را آرام کنم.
اما فاصله که گرفتیم، در همان تاریکی هم از چشم هایش مشخص بود که قرار نیست از حرف زدن صرف نظر کند.
دستم را گرفت و مرا با خودش برد به سمت ساختمان.
درها را باز کرد و خواست به انتظارش بنشینم و دقایقی بعد چراغ ها روشن بودند.
این باغ و ساختمانش برای من پر بود از اتفاقات خوب اما حتى تداعی آن لحظات بی تکرار هم دردی را در آن شب از من دوا نمی کرد.
با ورود ناصر ناخواسته نگاه دزدیدم اما مقصدش آشپزخانه بود و آن دقایقی که آنجا سپری اش کرد،
زمان خوبی بود برای آن که کمی افکارم را نظم دهم؛ افکاری که گرچه در راستای کمک کردن به من و دغدغه هایم نبودند.
غیبت ناصر که به درازا کشید ذهنم کم کم راه خودش را به طرف خاطرات خوشش از این خانه باغ پر داد؛
رفتم به سال قبل، به آن روزهایی که اولین روزهای نامزدی مان بود آن روز هم قصد آمدن به اینجا را نداشتیم …