دانلود رمان حاتم از نویسنده غزاله جعفری کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: 2046
خلاصه رمان: آلا میثاقی، دانشجوی جوان پزشکی، در آستانهٔ آغاز دورهٔ کارورزی خود در بیمارستان، ناگهان با بحران غیرمنتظرهای در کانون خانواده مواجه میشود. این رویداد ناخوشایند، آنها را ناگزیر به بازگشت به محلهای قدیمی میکند؛ جایی که خاطرات حاتم سلطانزاده در آن ریشه دوانده است …
قسمتی از رمان حاتم
کمتر از یک ماه از اسباب کشی ما میگذشت هنوز به محله قدیمی عادت نکرده بودم همه چیزش روی اعصابم بود… همسایههای کنجکاوی که مادرم به شدت دوستان پسران جوانی که روزها و شبها را در خیابان میگذراندند و اگر اسماعیل خط قرمز مشخص نمیکرد قطعا روز خوش برایمان نمیماند. اما یک چیز به شدت مرا آرام نگه داشته بود. مزاحمی به اسم حاتم در محله جولان نمیداد. به طرز عجیبی غیبش زده بود. هیچکس خبری از او نمیرساند. و مهم هم نبود… آرامش بود و همین یک دنیا میارزید. از تاکسی اینترنتی پیاده شدم. مجبور بودم دو کوچه را پیاده طی کنم کندن اسفالت خیابان باعثش بود. شب بر زمین و اهالیاش پرده افکنده بود.
خیابان اصلی مثل همیشه شلوغ بود؛ پر رفت و آمد! دسته کلید را از کیفم بیرون کشیدم که تاریکی بیشتر شد. برق محله قطع شد و همزمان نفس من در سینه حبس! چراغ قوهی موبایلم را به سرعت روشن کرده و مسیر جلوی پایم را با دقت نگاه کردم. به سر کوچه رسیدم و صدای قدمهایی باعث شد نگاهی به اطرافم بندازم باید سریع تر قدم بر میداشتم تا تاریکی گزک به دست دزدها و علافها ندهد. جلوی در خانه رسیدم و کلید را داخل قفل فرو بردم. قفل با صدای تیکی باز شد. اما قبل از باز کردن کامل در کشیده و بسته شد. نور موبایلم دست بزرگی را به روی در نشانم میداد. نفس بریده نگاهم بالا کشیده شد. هیبت بزرگی بود قد و
قامتش مثل شهروز بود اما کمی درشت تر! شاید هم شهروز بود. نه ممکن نبود در سه هفته این چنین استخوان بترکاند یا اینطور میان کوچه جلوی مرا بگیرد. -دستتُ بکش علاف عوضی. -هوچی گری نکن… نور موبایل را بالا بردم اما به جای واضح شدن صورتش سایه روشن باعث میشد ترسناک جلوه بدهد. -زن درد ندیده بودم که قسمتم شد. کیفم را کشید که دستهاش را محکم گرفتم یک قدم به جلو پرت شدم. -به کاهدون زدی. این مرد هر کسی که بود، خفت گیر و معتاد نبود! قصد آزار و اذیت نداشت. -جد هفت حد و آبادته… اینجا خونهامه. -خونهات؟ هه به یکی بگو که تک تک آدمای این محل رو نشناسه… این خونه خیلی وقته صاحب خونه نداره …