دانلود رمان طرار از فاطمه غفرانی کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه، طنز، همخونه ای
تعداد صفحات: ۴۹۱۱
خلاصه رمان:
رمان طرار روایتگر دختر تخس، حاضر جواب و جیب بریه که رویای بزرگی داره. فریسای داستان ما، به طور اتفاقی با کیاشا آژمان، پسر مغرور و شیطونی که صاحب رستورانهای زنجیرهای آژمان هم هست آشنا میشه و این شروع یک قصه اس…
قسمتی از رمان طرار :
نگاهش به کاغذ جلویش چسبیده بود.
زری سرش را از پنجره بیرون آورد و به فریسا که مات برده لب حوض نشسته و به کاغذ درون دستش نگاه می کرد،
گفت: فریسا بیا بابات کارت داره!
نگاهش را از کاغذی با حروف انگلیسی درهم گرفت. سرد بود کلاهش را پایین تر کشید و جواب زری را داد.
_ميام الان.
کاغذ را میان دستش مچاله کرد. دو روز دیگر وقت داشت… فردا و پس فردا.
فاطيما بغض کرده به دیوار تکیه داده و زانوهایش را در شکمش جمع کرده بود.
چانه اش به کاسه زانویش چسبیده بود این حال بغ کرده به ته تغاری خانه محمود نمی آمد.
کاغذ مچاله شده را درون جیبش گذاشت و جلو رفت: بپا غرق نشی ستون!
فاطيما تكان نخورد نگاه خیره اش به جلو پایش بود و پلک نمیزد.
_فاطيما… چته؟ نفس میکشی؟ یا در همین رفتی به آسمان هفتم؟
پاشو این فیلم جدیده رو بزار رو دستگاه اومدم ببینیم کریم میگفت خیلی خفنه.
باز هیچ عکس العملی نبود، نگران شد کنارش نشست و تکانش داد: فاطيما.
تکان محکمی خورد و گویی تازه به این دنیا پرت شد و فریسا را دید.
فریسا با دیدن چشمان اشکی اش جا خورد و با سوال کوتاه فاطیما سرجایش یخ بست.
_یعنی چی میشه ابجی؟
و بغض فاطیما شکست و بر سر هر دوتایشان آوار شد.
زری از آشپزخانه بیرون آمد و شوکه شده به دیوار تکیه داده بود و …