ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
متن کامل رمان آقای رئیس اثر وی کیلند دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
اولین باری که چِیس پارکر رو دیدم، خب واقعا تاثیری خوبی روش نذاشتم. توی دستشویی راهرو رستوران قایم شده بودم و برای دوست صمیمیم پیام میفرستادم که از شر قرار مزخرفی که گذاشته بودم نجاتم بده. اون حرفامو شنید و بهم گفت احمق! بعدش هم سعی کرد درباره قرار گذاشتن نصیحتم کنه. پس من بهش گفتم نگران کارای لعنتی خودش باشه، کارای لعنتی اون قدِ بلند و هیکل جذابش و سر قرار فلاکت زدم برگشتم. وقتی از کنار میزم رد میشد نیشخندی زد و منم فقط به اون قیافه مغرورش که به سمت میز قرارش بر میگشت خیره شدم. نمیتونسم جلوی خودمو بگیرم و زیرچشمی اون عوضی از خود راضی رو نگاه نکنم. البته که بیشتر از یه بار مچمو گرفت و بهم چشمک زد. وقتی غریبه جذاب و دختر جذابی که باهاش قرار داشت سر میزمون اومدن، فکر کردم میخواد حرفامو لو بده. ولی به جاش …
پرده ای از رمان آقای رئیس
خوشبختانه چند دقیقه زودتر به محل مصاحبه رسیدم و وقت داشتم توی دستشویی زنونه به سر و وضعم برسم. عرق و رطوبت آرایشمو داغون کرده بود و موهام به طرز افتضاحی بهم ریخته بود. جولای نیویورک! انگار گرما بین این ساختمونای بلند گیر کرده. دستمو توی کیفم فرو کردم و چند تا گیره مو و برس بیرون کشیدم تا بتونم حلقههای موهای طلایی تیرهامو مرتب و تمیز کنم. از اونجایی که یادم رفته بود خط چشممو بیارم خبری از تجديد آرایش نبود و مجبور بودم صورتمو فقط با یه دستمال مرطوب بچه تمیز کنم. کت کت شلواری که پوشیده بودمو در آوردمو متوجه شدم پیرهن ابریشمی زیرش خیس از عرقه لعنتی! حالا مجبورم کل مصاحبه رو با این کت گرم بگذرونم.
درست وقتی که دستم تا آرنج تو پیرهنم بود و عرق بدنم رو با یه دستمال خشک میکردم یه خانومی اومد تو. -متاسفم توی مترو هوا خیلی گرم بود و امروز یه مصاحبه دارم، نمیخوام کثیف و عرق کرده باشم. لبخندی زد: منم تا به حال تو این وضعیت قرار گرفتم. وقتی واسه کاری که واقعا میخوای تو این هوای گرم مصاحبه داری باید بیخیال بشی و یه تاکسی بگیری. -آره مطمئنا واسه مصاحبه بعد از ظهرم همین کارو میکنم. شرکتش اونور شهره و دقیقا همون کاریه که همیشه میخواستم. باید همه جوره واسش انرژی بذارم و…. شاید حتی تو راه از دوانه_رید * یه دئودرانت بخرم. بعد از اینکه با عجله خودمو تمیز کردم یه ساعت تو لابی برای قرار صبحم معطل شدم و
بعد بلاخره واسه مصاحبه صدام کردن. حداقل کمی وقت داشتم تا خنک بشم و یه نگاهی به آخرین کاتالوگ محصولاتشون بندازم. اونا واقعا به یه کمپین بازاریابی جدید نیاز داشتن. چند تا نت برداشتم که اگه استخدام شدم بدونم چه چیزایی رو باید تغییر بدم. یه خانومی با لبخند از در راهرویی که به دفتر داخلی میرسید گفت: خانوم انسلی؟ کتمو تنم کردمو دنبالش وارد راهرو شدم. -متاسفم که معطلتون کردیم امروز صبح یه مسئله ضروری با یکی از بزرگترین فروشندههامون پیش اومد و باید همون موقع بهش رسیدگی میکردیم. وقتی به دفتر بزرگ گوشه راهرو رسیدیم کنار وایستاد: بفرمایید. خانوم دانلی الان میان. فکر میکردم خودش قراره باهام مصاحبه کنه. -اوه اوکی مرسی. چند دقیقه بعد …
ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
آخرین نظرات
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناول تایم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.