دانلود رمان الفبای سکوت از زینب عامل کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۴۸۹۵
خلاصه رمان:
افرا ملک یه دختر سرتق و پرروئه که برای کار کردن به زور وارد مزرعه بزرگ تارخ نامدار میشه که همه بلا نسبت عین سگ ازش میترسن… روز اول رئیسش رو با کارگر اشتباه میگیره و سوتی پشت سوتی… حالا تارخ میگه اخراجی... افرا میگه نمیرم. فکر کن این دوتا عاشق هم بشن این وسط… تارخ قصه خیلی جذابه اما دخترمون حسابی اعصابش رو می ریزه بهم…
قسمتی از رمان الفبای سکوت :
افرا که در حال صحبت کردن با دکتر شایسته بود،
با شنیدن صدای اسب به عقب چرخید و با دیدن هیبت تارخ و اخم هایش آه از نهادش برخاست.
زیر لب نالید: _گاوم زایید دوقلو!
شایسته نگاهی به افرا انداخت: افرا مطمئنی با صاحب مزرعه هماهنگ کردی تا من و دانشجوهام واسه بازدید بیام اینجا؟
افرا جواب دکتر شایسته را سرسری داد و بعد از گفتن با اجازه ای با سرعت به سمت تارخ که با خشم روی اسبش نشسته و با به او نگاه می کرد دوید.
وقتی نزدیک تکتاز شد ایستاد و سرش را بالا برد.
تارخ نامدار با این هیبت و با این اخم ها به مراتب ترسناک تر بنظر می آمد.
فقط یک رکابی سفید چسبان به تن داشت عضلات سینه و شکمش به صورت کاملا واضح در دید عموم بودند·
بازوهای مردانه و قویاش با آن عضلات پیچ در پیچ موضوع صحبت جالبی برای دانشجوهای دختر کم سن و سال بود.
بخصوص که با آن کلا وسترنی دقیقا شبیه کابوی های فیلم های وسترن آمریکایی بود!
فقط یک سیگار کم داشت که میان لب شده هایش بگذارد.
افرا با ترس سر تکتاز را نوازش کرد و خیره به تارخ که صامت و با اخم تماشایش می کرد گفت: _ توضیح میدم.