ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
متن کامل رمان چشمبندی اثر آگاتا کریستی دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
مردی در مرکز بازپروری مجرمین مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و فرد دیگری نیز در نزدیکی همانجا به قتل میرسد. ماجرا از چه قرار است؟ آیا میان این دو رخداد خط و ربطی منطقی وجود دارد؟ خانم مارپل در کتاب چشم بندی نوشتهی آگاتا کریستی میکوشد معمای این قتل اسرارآمیز را حل کند …
پرده ای از رمان چشمبندی
در مجموع روز خسته کنندهای بود. خانم مارپل به این نتیجه رسید که فعالیت فکری فی نفسه آدم را خسته میکند. از خودش و واکنشهای خودش ناراضی بود. الگو یا شاید حتی الگوهای مختلفی وجود داشت ولی تصویر واضحی از آنها نمیدید. هر آشوبی که در درونش حس میکرد. به نوعی به شخصیت بیمارگون اما نه چندان غیر عادی ادگار لاوسن مربوط میشد. باید حافظهاش را میکارید و نمونه مشابه او را در خاطراتش پیدا میکرد. با زحمت. خاطرات پراکندهای را که به مغزش هجوم میآورد کنار زد. ماجرای عجیب آقای سلکرک و وانت بارش پستچی حواس پرت باغبانی که روزهای دوشنبه عید خمین کار میکرد. ماجرای عجیب لباسهای
تابستانی ادگار لاوین مشکل داشت. مشکلی که دقیقاً نمیدانست چیست و فراتر از واقعیتهای ملموس و عینی بود ولی هر چه فکر میکرد. نمیفهمید اشکال کار او هر چه هست چه ربطی به کری لونیز دارد. در الگوهای مغشوشی که از زندگی در استونی گیتس در ذهن داشت. خواستها و مشکلات اهالی آنجا بر همدیگر تأثیر داشت. ولی هیچ کدام آنها (تا جایی که میدید) بر زندگی کری لوئیز تأثیری نداشت. کری لونیز… ناگهان دریافت که غیر از روت که الآن اینجا نبود. تنها کسی که به او کری لوئیز میگفت خودش بود. شوهرش او را کارولین صدا میزد. خانم بلاور از او به اسم کارا یاد میکرد. استفن رستاریک درباره او فقط عنوان «مدونا» را به کار میبرد.
والی از عنوان رسمی خانم سراکولد استفاده میکرد و جینا ترجیح میداد به او مادربزرگ بگوید. آیا این نامهای مختلفی که برای کارولین لوئیز سراکولد به کار میرفت، معنای خاصی داشت؟ آیا این خانم برای همه نوعی نماد بود و او را شخص حقیقی تلقی نمیکردند؟ صبح روز بعد کری لوئیز در حالی که آرام آرام حرکت میکرد و مثل همیشه کمی پاهایش را میکشید. از دور پیدا شد و نزدیکتر آمد و روی نیمکت کنار خانم مارپل نشست. از خانم مارپل پرسید: در چه فکری است و خانم مارپل فوری جواب داد: در فکر توام. -در فکر من؟ -راستش را بگو کری لوئیز تو هیچ نگرانی نداری؟ کری لوئیز که چشمهای آبی روشنش از تعجب گرد شده بود. گفت: نگرانی؟ …
ناول تایم، دانلود رمان های پرطرفدار عاشقانه و جذاب بصورت رایگان ایرانی و خارجی جدید همراه با دانلود رایگان PDF بهترین رمان های آنلاین بدون سانسور در سایت ناول تایم.
آخرین نظرات
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناول تایم " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.