دانلود رمان جوزا (دو جلدی) از میم بهارلویی کاملا رایگان
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: ۸۴۳
خلاصه رمان:
برای بار چندم، نگاهم توی سالن نیمه تاریک برای زدن رد حاجی فتحی و آدمهایش چرخید، اما انگار همهی افراد حاضر در جلسه شکل و شمایل یک جور داشتند! از اینجا که نشسته بودم، فقط یک مشت پسِ سر معلوم بود و بس! کلافه بودم و صدای تیز شهردار جدید منطقه، مثل دارکوب روی مغزم منقار میکوبید! …
قسمتی از رمان جوزا :
خودآزاری افتاده بود به جانم که نشسته بودم در سرما و سیاهی و به فکر روزهای و سیاهم بودم!
همان روزهای آخری که توی شرکت حاجی کار میکردم…
انگار همین دیروز بود که دانیال فتحی سراسیمه از جلسهی شرکت خارج شده بود و بعد چو افتاده بود که دوستش از دنیا رفته… قلبم تیر کشید!
آن روزگاران هنوز مثل این روزها قوی نبودم، آن روزگاران تازه دو سال بود که قصد کرده بودم او و عشق نافرجامش را فراموش کنم که خبر مرگش…
آن روز برایم یکی از بدترین روزهای عمرم بود! بدتر از روزی که دست رد به سینه ام زده بود حتی بدتر از شبی که از دور شاهد داماد شدنش بودم…
آن شب در کت و شلواری که خوش نشسته بود به تنش با عروسی که میدرخشید.
آن شب فکر میکردم بدتر از این شب در زندگی ام نخواهد آمد… اما خیلی بدتر از اینها آمد!…
دو سال بعد روزی که خبر مرگش را شنیدم بدتر بود!…
روزی که خبر تصادف فرناز و خانواده اش را شنیدم تا صبح جان کندم…
شبی که بابایم سکته کرد، علنا خودم یک بار مردم و زنده شدم!…
با این حال هنوز هم داغ آن خبر تلخ به جانم بود که بعد سالها با یادآوری آن روز که دانیال آشفته حال از شرکت خارج شد …